پخش زنده
امروز: -
رمان «زخم زمین» با محوریت داستان مردی که پس از، از دست دادن نامزد و زمین خود، میان انتقام و بازپسگیری دارایی گرفتار شده، بهتازگی در انتشارات سوره مهر منتشر و روانه بازار کتاب شد.

به گزارش خبرگزاری صدا وسیما، «زخم زمین» داستان شخصیتی به نام جلیل است؛ مردی که زندگیاش پس از مرگ خودخواسته نامزدش طوبی و از دست رفتن زمینش فرو میپاشد. جلیل معتقد است برادرش و پدر طوبی در اتفاقاتی که به مرگ نامزدش و مصادره زمین او منجر شده، نقش داشتهاند و همین مسئله او را به سمت تصمیمی خطرناک سوق میدهد: انتقام.
داستان در دوره پهلوی میگذرد و یکی از شخصیتهای کلیدی آن، برادر جلیل، نظامی و از افراد بانفوذ حکومت است. جلیل در ابتدا تصمیم دارد برادر خود را به قتل برساند، اما مسیر داستان او را به نقطه دیگری میرساند؛ جایی که ناچار میشود از انتقام مستقیم فاصله بگیرد و به بازپسگیری زمین رضایت دهد؛ زمینی که در روایت، تنها یک قطعه خاک نیست و به یکی از عوامل اصلی فروپاشی زندگی او و مرگ طوبی تبدیل شده است.
«زخم زمین» از خلال زندگی جلیل، تصویری از مناسبات قدرت، فقر و تصاحب زمینهای روستاییان در سالهای حکومت پهلوی ارائه میکند. زمین در این رمان به عنصری محوری تبدیل شده که سرنوشت شخصیتها را به یکدیگر گره میزند؛ از یک سو برای جلیل نشانه زندگی و آینده است و از سوی دیگر، در مناسبات نابرابر قدرت، به ابزاری برای محرومیت و فشار تبدیل میشود.
نویسنده در ادامه روایت، زندگی روستاییانی را به تصویر میکشد که در برابر ساختار قدرت و نظام ارباب و رعیتی امکان چندانی برای دفاع از دارایی و معیشت خود ندارند. در یکی از بخشهای داستان، جلیل هر روز در میدانچه روستا منتظر رسیدن خودروها میماند؛ خودروهایی که گاهی کارگران را برای کار میبرند و گاهی، با رسیدن ماشین نظامی اداره املاک اختصاصی، ترس و فرار را به روستا بازمیگردانند. در چنین شرایطی، کسانی که توان فرار ندارند، به بیگاری برده میشوند.
با این حال، رمان تنها روایت ظلم و محرومیت نیست و بخش مهمی از داستان را کشمکش درونی جلیل تشکیل میدهد. پس از مرگ طوبی، مادر و خواهرش نساء نگراناند که جلیل در مسیر انتقام دست به اقدامی بزند که پیامدهای جبرانناپذیری برای او و خانوادهاش داشته باشد. همین کشمکش، داستان را از یک روایت صرفاً تاریخی فراتر میبرد و مسئله انتخاب میان انتقام، عدالت و بازپسگیری حق را به یکی از محورهای آن تبدیل میکند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
مادر چند روزی مریض بود؛ مریض تن و روح روزگار بر وفق مرادش نبود. با مرگ شویش حبیب، اسب نجیب زندگی قاطری چموش شده بود و فرمان نمیبرد. آن از خلیل که فکر میکرد در پیری عصای دستش میشود و جای حبیب را برایش میگیرد و این هم از جلیل که میرفت کارش روی زمین رونقی بگیرد که زمین را از دستش قاپیدند و روزگارش را سیاه کردند. افتاد به فقر و نداری تنها امیدش هم طوبی بود که آن هم در سراشیبی نامعلومی و پرکشیدن بود. چه باید میکرد؟
رمان «زخم زمین» در ۲۰۰ صفحه منتشر شده و انتشارات سوره مهر این اثر را در دسترس علاقهمندان قرار داده است.