پخش زنده
امروز: -
دیپلمات سابق و کارشناس مسائل سیاسی گفت: مقاومت مردم، درایت مقامات و شهامت نیروهای مسلح موجب شد دشمن، ناکام بماند و به اهدافش نرسد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، سید عباس موسوی در برنامه گفتگوی ویژه خبری، سیاست ها و ابزارهای ایران و رفتار آمریکایی ها در جنگ و مذاکرات را بررسی و تحلیل کرد و به پرسش ها در این باره پاسخ داد.
متن کامل این برنامه به شرح زیر است:
سؤال: تحلیل شما از رفتار امریکاییها چه است، برخی معتقد هستند که آنها خیلی حساب شده و با یک تاکتیک مشخصی با ایران طرف میشوند و برخی هم تعبیرشان این است که در یک منجلابی گیر کردهاند که میخواهند خارج شوند و نمیتوانند، دو تعبیر کاملاً متفاوت؟
موسوی: رگههایی از هر دو تحلیل وجود دارد. آنها فکر میکردند با یک برنامه ریزی که در ذهن شان بوده است و یک سناریویی که چیده بودند، همان بحث کلی است که صلح از طریق قدرت که ایران را وادار به تغییر رفتار کنند یا اینکه تسلیم اش کنند. حرفی که ترامپ در اوایل زد که تسلیم بی قید و شرط، این براساس یک توهم و برنامه ریزی بود که داشتند. کسانی که ایشان را به این تحلیل رسانده بودند، چه تندروهای داخل امریکا و چه رژیم صهیونی باعث شد که به ایران حمله کند. اما رفته رفته بعد از اینکه وارد ماجرا شد فهمید که ایران و مردم ایران جنس شان متفاوت است، از بقیه کشورهایی که تا الان به آنها حمله کردهاند یا با یک تهدید آنها را وادار به تسلیم کردهاند یا برخی از کشورها را دیدیم که به راحتی ۲۴ ساعت طول نکشید رؤسای آنها تسلیم شدند یا یک طور دیگری با آنها برخورد شد.
به نظر من میشود گفت که اگرچه فکر میکردند با یک برنامه ریزی وارد این ماجرا شدند، اما در ادامه با مقاومتی که مردم ایران کردند و با درایتی که مقامات ما به خرج دادند و شهامتی که نیروهای مسلح ما از خودشان بروز دادند فهمیدند با جنس دیگری از کشورها طرف هستند. شاید نفهمیده است که وارد یک باتلاقی شده است و این ضدونقیضی که الان شاهد هستیم ناشی از این است که به اهدافش نرسیده است و نمیرسد. ملت ایران در خون شان و در تاریخ شان و در روح شان تسلیم نیست، اینها دنبال تسلیم کامل ایران هستند که به نتیجه نخواهند رسید و باید کوتاه بیایند، طرفی که باید کوتاه بیاید به نظر من امریکا است.
سؤال: این کوتاه آمدن به چه شکلی است، یعنی ترک مخاصمه بدون مقدمه اتفاق میافتد در یک مذاکره شرایط ایران را خواهند پذیرفت، پیش بینی شما چه است؟
موسوی: تحلیل شخصی من این است که از هر دو ابزار باید استفاده کنیم. اگر کار به جنگ برسد ضرباتی که خواهیم زد باید از این به بعد باید ضربات کاری و دردناک باشد که این بازدارنده است. از طرف دیگر از ابزارهای حل و فصلهای مسالمت آمیز اختلافات باید استفاده شود که الان داریم این کار را همزمان میکنیم. یک ابزاری در دست ایران است و ما از ابزارهایی که برای حل و فصل مسائل داریم خودمان را محروم نمیکنیم، از هر دو روش میتوانیم استفاده کنیم. دشمن همه گزینههایی که داشتند تا الان روی میز آوردهاند، همیشه هم ما را تهدید میکردند که در طول سالهای اخیر حتی یکی دو دهه اخیر که همه گزینهها درخصوص ایران روی میز است، منظورشان هم حمله نظامی و برخورد سخت با ایران بوده است، این گزینه را هم امتحان کردهاند، پنج شش ماه است که این گزینه را انتخاب کردهاند و جواب نگرفتهاند و جواب هم نخواهند گرفت. به نظر میرسد که اگر دوست داشته باشند به این مسیر ادامه بدهند، این آمادگی در کشور ما و در نیروهای مسلح ما است. این اراده سیاسی هم در میان مسئولان ما وجود دارد که این گزینه را هم ادامه بدهند. اما به نظر من ضربات ما میتواند گستردهتر و دردناکتر باشد که خودش بازدارندگی دارد. از طرف دیگر اگر امکان گفتوگو و مذاکره برای حل و فصل مسائل است، از آن همیشه استفاده کنند.
سؤال: برخی معتقد هستند که امریکاییها به یک الگویی از رفتار ایران رسیدهاند یعنی میتواند این الگو را بگویند که چه نوع الگویی است. به این معنی که هر زمان که آنها اراده کنند، حمله میکنند ایران جواب میدهد، حمله نکنند ایران جواب نمیدهد. برخی تحلیل شان این است که ما گویی نشستهایم که ببینیم آنها چه زمانی حمله میکنند جواب بدهیم و اگر حمله نکنند جواب ندهیم، ما تا چه زمانی این را ادامه بدهیم. آیا اینچنینی است، یعنی رفتار ما بیشتر واکنشی است؟
موسوی: فکر نمیکنم و جایی باید این الگو تمام شود و الگوی جدید را آزمایش کرد و این شگرد دشمن است که برای تضعیف و عادت دادن ما به شرایط ممکن است این کار را انجام بدهد. به نظر من خیلی در شأن ما نیست که وارد این بازی شویم و احساس کنیم یک بازی میکنیم که دشمن دنبال آن است. من معتقد هستم باید اگر یک جایی احساس کنیم، شاید بعنوان دیپلمات نباید من اینطوری صحبت کنم، اما فکر میکنم اگر احساس تهدید کردیم، اگر احساس کردیم که دشمن حمله قریب القوع میخواهد بکند حتماً باید از حقوقی که در حقوق بین الملل است بعنوان عمل پیش دستانه یا دفاع پیشگیرانه استفاده کنیم و نباید منتظر باشیم. در دو سه روز اخیر فضای سیاسی را میدیدم، فضای نخبگانی را میدیدیم، همه منتظر بودند که چه زمانی به ما حمله میشود و چه زمانی حمله نمیشود، چه کار کنیم، یک عدهای هم تا چیزی میشود به سراغ پمپ بنزینها میروند، این بازی نمیتواند ادامه پیدا کند. ما یکسری ابزارهایی داریم که تا الان از آنها استفاده نشده است، یکسری امکاناتی داریم که اگر بخواهیم یک کار فیصله بخش کنیم میتوانیم این کار را انجام بدهیم. اما به نظر میرسد که باید کماکان به راههای مسالمت آمیز فرصت داد، به گفتوگو و پایبندی به تفاهمهایی که کردهایم، فرصت بدهیم.
سؤال: زمانی که جنگ ۴۰ روزه شروع شد در روزهای اول صحبت بود که باید از این ما باید از این چرخه تهدید، مذاکره و جنگ خارج شویم. به نظر شما ما الان از این چرخه خارج شدهایم؟
موسوی: متأسفانه هنوز نه ولی باید تغییر تاکتیک داد.
سؤال: تغییر تاکتیک به نظر شما حمله پیش دستانه است؟
موسوی: یکی این است، یکی زدن ضربات دردناکتر است که بازدارندگی ایجاد کند. همه راهها امتحان شده است ولی پاسخهایی که دادهایم، امتحان شده است. ممکن بود دشمن هنوز دردش نگرفته باشد من میدانم ابزارها و امکانات و ظرفیتهایی داریم که ممکن است این بازی را عوض کند. یا اینکه به تفاهم نامه ۱۴ بندی هم که رسیده بودیم، یک مدت مدیدی روی آن فکر شد، کشورهای مختلفی مداخله کردند، به ۱۴ بند از تفاهم رسیدیم که به اذعان دوست و دشمن اکثر بندهای آن به نفع جمهوری اسلامی ایران بوده است. طبیعی بود که پیش بینی شود که تفاهمی که به نفع ایران باشد را ترامپ با این روحیاتی که دارد و با آن فشارهایی که از هم داخل و هم از بیرون به او است این را نپذیرد و دیر یا زود این اتفاق بیفتد. الان هم من احساس میکنم اگر به تفاهمی برسیم خیلی نمیشود امید داشت که این تفاهم به سرانجام برسد یا فیصله بخش باشد. من فکر میکنم دیر یا زود ممکن است به مسئله اصلی دوباره برگردد. مطلع هستید اینها دنبال تسلیم کامل جمهوری اسلامی ایران هستند، یک برنامه درازمدتی راجع به جمهوری اسلامی ایران داشتند که احساس میکنند الان فرصت مناسبی در برنامه و راهبرد اصلی شان در قبال ایران اعمال کنند و موفق شوند. اما به درب بسته خوردهاند، کوهی خوردهاند که فکر آن را نکرده بودند.
سؤال: برخی معتقد هستند امریکاییها در این ماجراهای اخیر یعنی تهدید و عقب نشینی به دنبال این هستند که کج دار و مریض ماجرا را به انتخابات آبانماه کنگره امریکا بکشانند و میگویند باید از این فرصت استفاده کرد و این فضا را به امریکاییها ندهیم و در این ۱۰۰ روزی که داریم آنها بتوانند از این فضا استفاده کنند برای اینکه بتوانند از انتخابات عبور کنند و پیشنهادهای مختلفی را مطرح میکنند. از جمله اینکه محاصره باید شکسته شود نه اینکه از طرف امریکاییها برداشته شود، ما باید اقدام کنشی برای برداشتن محاصره انجام بدهیم. یا اینکه آن پیش شرطهایی که در تفاهم نامه مطرح بود آن ۵ شرطی که گفته میشد، اینها را قبل از اینکه وارد فضای گفتوگو و مذاره شویم تحقق ۱۰۰ درصدی آن اتفاق بیفتد و بعد وارد شویم. اینها پیشنهادهای عملی است که میتواند این فضا را از امریکاییها بگیرد. به نظر شما چقدر این امکان وجود دارد؟
موسوی: آمریکاییها برای مهار جمهوری اسلامی از دید خودشان یک استراتژی مشخصی دارند. اینهایی که در طول این مدت میبینیم، اینها اجزای آن استراتژی هستند که به صورت تاکتیکی دارند از آن استفاده میکنند. این مناسبتها و این فرصتها خیلی به نظر من نمیتوانیم به این چیزها ما حساب کنیم راجع به برخی مقاطع در آینده یا این که در آن هستیم. من احساس میکنم شخصا یک فکر اساسیتر باید کرد یعنی باید به صورت جدیتر وارد یک یا گفتوگو شد یا یک اقدام جدی کرد که از این وضعیت ما خارج بشویم بهرحال اگر همین روش ادامه پیدا کند دیر یا زود همین اتفاقات خواهد افتاد همین رفتاری که از آمریکاییها تا حالا دیدیم ادامه پیدا خواهد کرد به هر حال آمریکا خودش تنها نیست، عوامل مختلف، رژیم صهیونیستی به ویژه اثرگذارند در سیاست خارجی آمریکا به ویژه در قبال جمهوری اسلامی ایران حتی راجع به سیاست خارجی آمریکا در قبال منطقه ما و خود کشور ما میتوانیم بگوییم که سیاست خارجی آمریکا رسما به گروگان گرفته شده توسط اسرائیلیها و لابی صهیونیستی، بنابراین اینها خیلی نمیخواهم بگویم کی دنبال روی کی هست، به هر حال من میتوانم بگویم خلاصه در بعدی و رژیم صهیونیستی نیروی نیابتی آمریکا در منطقه ما است از یک بعدی کلانتر خود آمریکا و دولت آمریکا، رژیم آمریکا دنباله رو لابی بزرگ صهیونیستی در دنیا است؛ بنابراین خیلی نمیشود مثلا روی مقاطعی حساب کرد که آقای ترامپ مثلا روی آن موضوع، روی انتخابات و روی مسائل دیگری که مدتی بود حرف میزدیم و از جام جهانی بگیرید تا برخی مسائل دیگر که مثلا ممکن بود در روشهای آنها اثر بگذارد.
سوال: ما باید تاکتیکها را عوض کنیم ...
موسوی: تاکتیکها را باید عوض کنیم.
سوال: در حوزه نظامی یا در حوزه دیپلماسی؟
موسوی: هر دو، یعنی به نظر من تا حالا جواب نگرفتیم هم آنها جواب نگرفتند از فشارهایی که به ما آوردند و حملاتی که به ما کردند طبیعتا با پاسخ ما مواجه شدند، دیدند تسلیم نمیشویم و هم ما هم به هر حال دیدیم که حتی تفاهم هم بکنیم به راحتی تفاهم را مثل برجام زیر پا میگذارد.
سوال: پس الان شما در حوزه نظامی را تقریبا یک اشاراتی فرمودید استفاده از ظرفیتهای حقوق بین الملل در حوزه اقدامات پیش دستانه، در حوزه دیپلماسی با تجربهای که به ویژه در تفاهمنامه اسلام آباد داشتیم به نظر شما چه اقدام متفاوتی میشود انجام داد؟
موسوی: من فکر میکنم که تا حالا ما درگیر کردیم خیلی از کشورها را به عنوان میانجی رد هم نکردیم عقل هم اجازه نمیدهد ما میانجیها را رد کنیم، شاید مثلا بتوانیم از میانجیهای قوی تری استفاده کنیم زحمت کشیدند پاکستان خیلی زحمت کشید عمان خیلی زحمت کشید، قطر خیلی زحمت کشید، برخی کشورهای همسایه به فراخور توان و ظرفیت شان زحمت کشیدند قدردان هم هستیم، اما فکر میکنم که یک میانجیهایی باید بیایند وسط که یک برش کافی داشته باشند. یک اقتدار ویژه داشته باشند که اگر تفاهمی نقض شد بتوانند آنها ...
سوال: این میانجی به نظر شما الان هست؟
موسوی: باید بگردیم احتمالا هست.
سوال: این که گفته میشود آمریکاییها دو تا موضوع اصلی را در دستور کار دارند اول بحث هستهای و بعد تنگه هرمز که اولویت اینها جابجا شده الان تنگه هرمز در اولویت قرار گرفته تا زمانی که این دو تا به نتیجه نرسند ول کن این ماجرا نخواهند بود.
موسوی: اینها که کلا ول کن ماجرا نیستند به دلیل مسائل ۴۷ سال انقلاب و ...
سوال: تجربه هم نشان داده که نه با جنگ و نه با مذاکره این اتفاق نخواهد افتاد. فکر میکنید آنها تاکتیک شان را تغییر خواهند داد یا چه پیش بینی میشود کرد؟
موسوی: من فکر میکنم الان به مرحله جنگ ارادهها رسیدیم یعنی هر طرفی اگر کوتاه بیاید و عقب نشینی کند باخته و درست است ما ضربات زیادی خوردیم ممکن است بخوریم، ما کم آدمهایی را از دست ندادیم رهبر معظم انقلاب، فرماندهان بزرگ و ... ولی همه اینها برای این بود که ما تسلیم بشویم و فکر هم میکردند ما با این ضربات که از دید انها ضربات کاری هم بوده تسلیم میشویم که نشدیم بنابراین آنها باید قدری تغییر محاسبه بدهند و فکر بکنند که چه کار میتوانند بکنند. به نظر من اگر خودمان را جای آنها میگذاشتیم حتما وارد یک گفتگوی محترمانه، شرافتمندانه برد – برد با جمهوری اسلامی ایران میشدیم.
سوال: اصلا از آمریکاییها میشود چنین توقعی داشت؟
موسوی: نمیشود ولی اگر عقل داشتند و عاقل بودند باید این کار را میکردند، چون همه راهها را رفتند، به قول خودشان همه گزینهها را زیر میز و روی میز را استفاده کردند و الان ما میبینیم که گزینه اصلی شان که جنگ بوده هم جواب نداده، چیزی که از زمان اوباما قبل از اوباما، بایدن، حتی ایشان دور اول، دور دوم، ما را تهدید میکردند به به کارگیری این گزینه، این گزینه را هم ۵-۶ ماه است امتحان کردند ولی جواب نگرفتند عقل داشته باشند با چنین ملتی با چنین ارادهای حتما از یک در دیگری وارد گفتوگو میشوند که به نفع خودشان است به نظر من دارد به نوعی به یک ویتنام دوم برای آمریکاییها تبدیل میشود اگر مایلند بسم الله.
سوال: شما فکر میکنید که نهایتا سرنوشت این مناقشه چه خواهد بود؟
موسوی: این بستگی به اراده طرفین دارد هر کس اراده قوی تر، مقاومت بیشتر به نظر من آن برنده نهایی خواهد بود. دیدید ترامپ اخیرا در حرف هایش هست مستاصل است یعنی واقعا به قول خودش فکر نمیکرده مثلا با چنین ملتی، چون هر کسی را تا حالا خواسته زده و هر کاری خواسته انجام داده، از ونزوئلا بگیرید تا کشورهای مختلف در طول تاریخ سالهای مثلا اخیر. ولی فکر نمیکرده مثلا با در بستهای به نام ایران مواجه بشود که این طور جلوی او بایستد و نه بگوید و مقاومت بکند و ضربه متقابل هم بتواند به او بزند و این افت شدیدی برای آمریکا و قدرت آمریکا ست.
سوال: فکر میکنید که اتفاقات جنگ رمضان منجر به یک تغییر رفتار از سمت کشورهای منطقه و همسایه ما بشود؟
موسوی: باید بشود، کشورهای منطقه با توهم خرید امنیت رفتند دنبال آمریکاییها، سلاحهای مدرن یا به قول ترامپ سلاحهای زیبا خریدند از ایشان، پایگاههای خودشان را در اختیار آمریکاییها قرار دادند و دیدند که امنیت شان تضمین نشد و حملات آمریکا باعث شد که خودشان ضربه بخورند و این را هم میدانستند یعنی جمهوری اسلامی ایران سالهای سال همین را به آنها گفت که از هر مبدایی به ما تجاوز و حمله بشود حتما ما آن مبدا حملات را خواهیم زد، آمریکاییها زرنگی دارند از هزاران مایل دورتر جبهه را آمدند جایی بنا کردند که کشورهایی ضربه میخورند که خیلی برایشان مهم نیست و حتی ممکن است که تمام این ضرباتی که خورده پول آن را دوباره از همین کشورهای همسایه بگیرند و من واقعا گاهی اوقات تعجب میکنم چطور اینها میبینند دنیا را، منطقه را یا دکترینهای دفاعی شان چطور است که علیرغم این که میبینند این پایگاهها و این نیروها، چون میدانید به هر حال تک تک این پایگاهها و نیروها حقوق شان، مایحتاج شان همه را سنت به سنت از کشورهایی که حتی میزبان این پایگاهها هستند دارند میگیرند من احساس میکنم حتی هزینه این جنگ را هم از آنها دارند میگیرند و بیشتر هم خواهند گرفت؛ بنابراین هم دارند هزینه میکنند هم امنیت شان تامین و تضمین نشده بنابراین عاقل باشند که ان شالله باشند به تغییر این نگاه، تغییر نگاه امنیتی حتما باید فکر کرده باشند به نظر من و میدانند که جمهوری اسلامی ایران دوست واقعی کشور حتی منطقه است. ما یک دشمن مشترک داریم آن هم رژیم صهیونیستی است. اگر قرار است که کاری بکنیم و اگر قرار است که آمادگی دفاعی داشته باشیم امنیت مان تضمین بشود، بایستی در مقابل رژیم صهیونیستی که دیگر علنی دارد مخالفت میکند با تک تک این کشورها، اخیرا مثلا کشور قطر را بخاطر مثلا رفت و آمد جنبش حماس دارد شماطت میکند و حتی یکی از مقامات شان گفت که قطریها از ایرانیها خطرناکتر هستند، یا بقیه کشورهای منطقه که ما شاهد آن هستیم، اینها نشان میدهد که قدری باید به نوع دیگری از بازدارندگی و امنیت در منطقه فکر کنند.